به وبلاگ الاغیه من خووووووش اومدی

الاغی با الاغ یکی نیست..... الاغی یعنی بچه های باحال با مرام

سلاااااااااااااااااااااااااااااااااام، چطورین همگی؟ (خصوصا الاغیاش) نیشخند

بخندین بخندین بخندین بازم بخندین. حالا گریه کنین یه ذره، یه خورده بیشتر ( خوبه خوشم اومد شما ها چقد باحال اسکل میشن!!! نیشخند )

شوخیدم...ناراحت نشین. دیگه زودی بریم سراغ آپمون نیشخند

-----------------------------------------------------------

نیشخند رونالدو بالاخره یه فرقی با بقیه داشته که رونالدو شده دیگه. الکی که نبوده نیشخند

نیشخند آآآآآآآآآآآآآآآآآی بیگی منووووووو نیشخند

نیشخند بله بله just do it شما همینطور ادامه بده عالیه نیشخند


نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/۱٥ساعت ٢:٠٦ ‎ب.ظ توسط پادشاه الاغی نظرات ()

این صدای پادشاست:

اهم نیشخند

چطورین الاغیا ؟ غیر الاغیا چطورن ؟ نیشخند

بیا هرچی جوک دلت می خواد اینجا نیست...! عنوان پستم سر کاریه نیشخند

خب از اینکه به این زیبایی سر کار موندین خوشال شدم از خود راضی نیشخند

اما جدی بریم سراغ جوکا ( جوک باحالا تو همین صفحست اما جوکای عشقی و فلسفی و اینا توی ادامه مطلبه )

جوکای الاغی : نیشخند

١- فقط پول راحتی نمی آورد. گاهی یک باد صدادار انسان را راحت می کند.

٢- مرسی خوبم، شما خوبی ؟ چه عجب یادی از ما کردی ( طرح شرمنده کردن دوستان )

٣- اون دنیا نمی گن مدل ماشنیت چیه؟ میگن چند نفر رو سوار کردی؟ قابل توجه دختر خانم ها که نمی دونن نیت پسرها خیره!!

۴- تو خیابون یکی میزنه تو گوش ترکه. ترکه میگه شوخی بود یا جدی ؟ میگه خیلیم جدی بود. ترکه میگه خوب شد چون من با هیچکی شوخی ندارم

۵- ترکه موقع مرگش بچه هاشو جمع می کنه. بهشون یه چوب میده میگه بشکنین، میشکنن. بهشون یه دسته چوب میده میگه بشکنین، میشکنن. بهشون یه دسته بیل میده میگه بشکنین، میشکنن. بهشون ده تا دسته بیل میده میگه بشکنین، میشکنن. بهشون مفتول میده میشکنن. بهشون تیر  آهن 18 میده میشکنن. میگه خرا لر بازی در نیارین می خوام نصیحتتون کنم

۶- از اشعار سهراب سپهری می توان دریافت:

1: سهراب زن ذلیل بوده ( زندگی شستن یک بشقاب است )

2: سهراب شب ها جاشو خیس می کرده ( زندگی تر شدن پی در پی )

٧- مرد عاشق تا وقتی ازدواج نکرده نا تمام است. وقتی که ازدواج کرد کارش تمام است

٨- یارو زنگ میزنه 110 میگه فرمون، کلاج، ترمز، گاز و دنده رو دزدین. پلسیه میگه ترکی ؟ میگه آره. میگه صندلی عقب نشستی بیا جلو

٩- بچه: مامان اون آقا رو ببین کچله

مامان: هیسس.....میفهمه

بچه: اااااااا.....مگه تا حالا نفهمیده!

١٠- پدر: پسر جان من وقتی به سن تو بودم اصلا دروغ نمی گفتم!

پسر: پدرجان میشه بگی دروغگویی رو از چه سنی شروع کردی ؟؟


:ادامه مطلب:
نوشته شده در ۱۳۸٩/٩/۸ساعت ٢:۳٦ ‎ب.ظ توسط پادشاه الاغی نظرات ()



قالب جدید وبلاگ پیچك دات نت